حکومت سلوکیان در ایران باستان (312 تا 63 پیش از میلاد)

اسکندر مقدونی، فرمانده ارتش مقدونیان در نخستین حمله خارجی در تاریخ ایران
مجسمه‌ای از اسکندر مقدونی
اسکندر مقدونی، فرمانده ارتش مقدونیان در نخستین حمله خارجی در تاریخ ایران

حکومت سلوکیان که توسط یکی از سرداران اسکندر مقدونی به نام سلوکوس یکم در 312 پیش از میلاد مسیح، پایه‌گذاری شده بود، حکومتی یونانی بود. این حکومت تا سال 63 پیش از میلاد دوام داشت. البته، اشکانیان که حکومتی ایرانی‌تبار بودند، تا حدودی پای حاکمان این حکومت را در سال 187 پیش از میلاد مسیح، از کشورمان کوتاه کردند. برای آگاهی از جزئیات حکومت سلوکیان بر ایران به گاهشمار این حکومت در خلاصه تاریخ ایران مراجعه کنید.

سلوکیان چند سال بر ایران حکومت کردند؟

مدت زمان حکومت سلوکیان در ایران حدود 249 سال از 312 تا 63 پیش از میلاد مسیح بود. آنها در طول این مدت مناطقی از غرب آسیا را تحت نفوذ خود داشتند؛ یعنی کشورهای ایران، عراق، کویت، افغانستان، سوریه، فلسطین و قسمت‌هایی از ترکمنستان و ترکیه کنونی. البته، در 60 سال نخست حکومت خود قادر به حفظ تمامی قلمروی تحت حکومت خود بودند و بعدها تسلطشان را بر قسمت‌های مختلف از دست دادند و قلمروی تحت نفوذشان کاهش یافت.

اولین پادشاه سلوکیان

سلوکوس یکم، اولین پادشاه سلوکیان و بنیان‌گذار این سلسله بود. او یکی از سرداران اسکندر مقدونی به شمار می‌رفت که پس از مرگ اسکندر، به پادشاهی رسید. او پیشتر ساتراپ بابل بود و توسط جانشینان دیگر اسکندر مقدونی از آنجا رانده شد. با این حال، پس از چندی دوباره بابل را به ضرب و زور به چنگ آورد. او به طور مداوم در حال افزایش قلمروی حکومت خود بود.

حکومت سلوکیان چگونه تشکیل شد؟

این حکومت توسط یکی از سرداران اسکندر مقدونی به نام سلوکوس و پس از مرگ اسکندر با سه پاره‌شدن قلمروی تحت نفوذ او و تعلق سرزمین‌های آسیایی به سلوکوس، تشکیل شد. در واقع، از آنجایی که اسکندر مقدونی برای خود جانشینی انتخاب نکرده بود، امپراتوری بزرگ او که از دریای یونان تا هیمالیا گسترده بود، از هم پاشید. این امپراتوری به سه بخش تقسیم شد و سرزمین‌های از غرب آسیا به سلوکوس تعلق گرفت.

سلوکوس در سال 312 پیش از میلاد مسیح، موفق به تسخیر بین‌النهرین شد و به سراسر خاور نزدیک باستان تسلط یافت که پیشتر تحت نفوذ شاهنشاهی هخامنشی و اسکندر مقدونی بود. سپس، امپراتوری خود را در همین سال بنیان نهاد.

سلوکیان که بودند؟

سلوکیان دولتی یونانی بودند که در عصری مابین مرگ اسکندر مقدونی و قدرت گرفتن امپراتوری روم (عصر هِلِنیستی) بر نواحی غرب آسیا از جمله ایران حکومت می‌کردند. آنها خشونت و تبعیض کمی به ایرانیان روا می‌داشتند. بنابراین، ایرانیان با وجود مغلوب شدن در برابر یونان، روش معیشتی سابق خود را حفظ کرده بودند. اینچنین شد که در آن دوران آمیزه‌ای از فرهنگ یونانی و ایرانی در کشورمان شکل گرفت.

آثار سلوکیان در ایران

کتیبه‌های یونانی شوش، معبد و کتیبه لائودیسه در نهاوند و تندیس هرکول در محوطه‌ی تاریخی بیستون از مهمترین آثار سلوکیان در ایران به شمار می‌روند. برخی دیگر از مهم‌ترین آثار به‌جا‌مانده از تاریخ سلوکیان در ایران نمونه‌های زیر هستند:

  • نیایشگاه‌های سلوکی در استخر، کنگاور، خورهه، نورآباد و تخت جمشید؛
  • نقش‌برجسته‌های دینور، شوش و تل ضحاک؛
  • سکه‌ها و سفال‌های گوناگون کشف‌شده در شوش؛
  • تپه زرگران شهر دورود لرستان؛
  • تپه حشمت آباد دورود؛
  • تپه معبد سلوکی نهاوند؛
  • تپه امیرآباد کرمانشاه؛
  • آتشکده نورآباد همدان و… .

بنیانگذار سلوکیان

سلوکوس یکم به عنوان یکی از سرداران اسکندر مقدونی بنیانگذار سلسله سلوکیان بود. او از 312 تا 281 پیش از میلاد مسیح، به مدت 31 سال بر غرب آسیا حکومت کرد. پس از او پسرش، آنتیوخوس یکم، فرمانروایی سلوکیان را به دست گرفت.

پایتخت سلوکیان

شهر سلوکیه در عراق امروزی و بابل سابق نخستین پایتخت سلوکیان به شمار می‌رفت. این شهر را سلوکوس یکم در 305 پیش از میلاد مسیح، تاسیس کرد و آن را پایتخت حکومت خود قرار داد. البته، پیش از تاسیس این شهر، در منطقه‌ی قرارگیری آن سکونتگاهی وجود داشت که سلوکوس آن را توسعه بخشید و تبدیل به شهر کرد.

این پادشاه سلوکی پس از مدت کوتاهی پایتخت حکومت خود را تغییر داد و به انطاکیه (انتاکیه) در شمال سوریه رفت. امروزه، انطاکیه که پیشتر دومین پایتخت سلوکیان بود، یکی از شهرهای مهم و باستانی ترکیه محسوب می‌شود.

چه کسانی سلوکیان را از ایران بیرون کردند؟

اشکانیان (پارتیان) با پیروزی در مجموعه‌ جنگ‌های خود با سلوکیان، آنها را از ایران بیرون راندند. این جنگ‌ها در صد سالگی حکومت سلوکیان به وقوع پیوست و علت آن کوچ قبیله‌های ایرانی به فرارود و ضعف سلوکیان برای نگهداری یا دفاع از امپراتوری گستره‌ی خود بود.

البته، قدرت حکومت سلوکی در نبرد با رومیان در طی جنگ ماگنزیا کاهش یافته بود. این نبرد بین آنتیوخوس سوم، ششمین پادشاه سلوکی، و رومیان درگرفت و نتیجه‌ی جنگ شکست آنتیوخوس بود.

پس از این شکست او به ناچار قرارداد آپامیه را با رومیان امضا کرد. طی این قرارداد او مجبور به پرداخت غرامت به رومیان شد. بنابراین، به منظور تأمین مبلغ غرامت به ایران لشکرکشی کرد، ولی در الیمائی به قتل رسید. پس از آن، اشکانیان قدرت را در پارت به دست گرفتند و استقلال کاملشان از حکومت سلوکیان را اعلام کردند.

خط سلوکیان

در دوره‌ی سلوکیان استفاده از خط میخی برای نوشتن دو زبان آرامی و یونانی مرسوم بود. از بین این دو، زبان آرامی به دوره‌ی هخامنشی تعلق داشت و زبان اداری آنها محسوب می‌شد. با روی کار آمدن سلوکیان پس از هخامنشیان، استفاده از زبان یونانی در شهرهای اصلی گسترش یافت و زبان آرامی خارج از مرکز همچنان کاربرد داشت.

در واقع، رویه‌ی آزادمنشانه‌ی سلوکیان باعث می‌شد که مردم و بزرگان آن دوره داد و ستد خود را در بین‌النهرین به زبان خود انجام دهند. آنها هیچ اجباری برای ثبت قراردادهای خود در دربار پادشاهی نداشتند. در بایگانی‌های آنها اسنادی به خط میخی مربوط به گذران معابد به دو زبان آرامی و یونانی مشاهده می‌شد.

پادشاهان معروف سلوکی

سلوکوس یکم، آنتیوخوس یکم، سلوکوس دوم و آنتیوخوس سوم از پادشاهان معروف دوره‌ی سلوکی محسوب می‌شدند. در ادامه، شرح حالی از شخصیت و شیوه‌ی حکومت‌داری آنها آمده است:

سکه‌های حکومت سلوکیان
حکاکی چهره پادشاهان حکومت سلوکیان بر روی سکه

سلوکوس یکم

این پادشاه سلوکی و بنیان‌گذار حکومت سلوکیان در 312 پیش از میلاد مسیح، میراث هخامنشیان را در ایران تصاحب کرد. او برای تحکیم حکومتش در ایران با دختر یکی از بزرگان ایران و شهربانان سغدیانا به نام آپامه ازدواج کرد. او بابل، ماد، شوش و قسمت‌هایی از آسیای صغیر را در تصرف خود داشت.

آنتیوخوس یکم

او که به سوتر معروف بود، در طی 9 سال حکومت خود تلاش بسیاری برای حفظ متصرفات پدرش کرد، ولی موفق نشد. در دوره‌ی حکومتش پارس و آذربایجان استقلال خود را بازیافتند. بلخ تجزیه و نشانه‌هایی از نهضت پارتیان پدیدار شد.

آنتیوخوس دوم

یکی از پادشاهان عیاش سلوکیان آنتیوخوس دوم نام داشت و لقب او تئوس بود. در دوره‌ی حکومت او بلخ به تصرف اشکانیان درآمد. از طرفی، به دلیل رفتن به سوریه در جریان شورشی که در انطاکیه رخ داده بود، اشکانیان موفق به بازپس‌گیری متصرفات خود از سلوکیان شدند.

آنتیوخوس سوم

دوره‌ی اوج قدرت سلوکیان در زمان آنتیوخوس سوم رخ داد. او قیام مادها و پارس‌ها را سرکوب کرد و به متقاعدسازی سایر نواحی ایران همچون شوش، همدان و سواحل خلیج فارس پرداخت. با این حال، غرور کار دستش داد و در طی حمله به مقدونیه از رومیان شکست خورد.

آنتیوخوس چهارم

این پادشاه سلوکی با لقب اپیفانوس (تجلی خداوند) شناخته می‌شد. در دوره‌ی حکومت او اشکانیان دامنه‌ی قدرت خود را در غرب گسترش دادند. از طرفی، بسیاری از ایالت‌های ایران از زیر سلطه‌ی سلوکیان بیرون آمدند. در ارمنستان نیز رفتار خشونت‌آمیز آنتیوخوس چهارم باعث ایجاد نفرت عمومی مردم آنجا نسبت به این پادشاه سلوکی شد.

دوران اوج سلطنت سلوکیان

در دوره‌ی پادشاهی آنتیوخوس سوم حکومت سلوکیان به اوج قدرت خود رسید. او ششمین پادشاه سلوکی محسوب می‌شد که لقب کبیر به خود گرفته بود. سیاست و زیرکی‌ بسیار داشت. او از نوجوانی بر تخت شاهی تکیه زد و 36 سال حاکم قلمروی گسترده‌ی سلوکیان بود.

ضرب سکه‌هایی به نام آنتیوخوس سوم در زمان حکومتش، قدرت او را مشخص می‌کند. این پادشاه سلوکی برای تأمین بودجه‌ی کشور به اکباتان حمله کرده و خزانه‌ی معبد آناهیتا را تسخیر کرده بود. افزون بر آن، با پایان دادن به شورش مادها و پارس‌ها، موفق به افزودن غرب و جنوب غرب ایران به قلمروی حکومت خود شد.

گفتنی است که پیروزی‌های مکرر آنتیوخوس سوم غرورش را بیشتر کرد و باعث شد که تصمیم بگیرد به مقدونیه حمله کند. نتیجه‌ی این حمله، شکست او از رومیان بود. پس از این شکست او ملزم به امضای قرارداد آپامیه با رومیان شد و باید به آنها غرامت پرداخت می‌کرد. بدین منظور، به لرستان حمله کرد تا با تسخیر معبد آنها غرامت رومیان را جبران کند، ولی در این حمله توسط مردم محلی آنجا به قتل رسید.

فرهنگ و اعتقاد مردم ایران در دوره سلوکیان

سلوکیان در دوره‌ی حکومت خود برای محکم کردن جای پای خود در ایران به فرهنگ و اعتقادات مردم ایران مبنی بر جاودانگی روح، راستگویی و اعتقاد به وجود بهشت و دوزخ احترام می‌گذاشتند. این فرهنگ برایشان جذاب بود. آنها به وجود خدایی به نام زئوس اعتقاد داشتند. البته، در برخی شهرهای یونانی‌نشین نیز پرستش شاهان یونانی رواج داشت. حتی، در زمان آنتیوخوس سوم با اجرای مراسمی توسط کاهنان معبد در ایالات بزرگ و کوچک علاوه بر پرستش شاهان مرده، پرستش شاهان زنده نیز رواج یافته بود.

در دوران حکومت سلوکیان، دین بیشتر مردم ایران زرتشتی بود. در واقع، مردم ایران اهورامزدا را می‌پرستیدند. سلوکیان با یکی دانستن زئوس و اهورامزدا سعی در جلب رضایت ایرانیان داشتند.

در آن دوران، مردم ایران اعتقاد داشتند که پادشاه باید از فره ایزدی برخوردار باشد. یونانیان نیز برای کسب رضایت آنها برای کسب فره ایزدی با خاندان شاهی ایران ازدواج کردند.  

تاریخ سلوکیان

تاریخ سلوکیان در ایران، تاریخ خون‌خواری فاتحانی بی‌اخلاق است. پادشاهی داریوش سومِ کهنسال به دست اسکندر مقدونی، جوانی ۲۶ ساله، با به آتش کشیده‌شدن تخت جمشید سقوط کرد. سردرگمی و حیرت مردم و به‌خصوص سپاهیان ایران، وقتی در مدتی کوتاه شاهد درهم‌شکستن پادشاهی‌ کشورشان و تسلط بیگانگان بر خاکشان بودند، در تصور نمی‌گنجد؛ بیگانگانی که با ایرانیان هم‌زبان و هم‌منش نبودند و زبانی جز خون و خشونت نمی‌فهمیدند.

آنچه، پس از حمله‌ی اسکندر، از سرزمین پارس باقی ماند، ملتی سرخورده و غارت‌شده توصیف می‌شود. بلایی که او بر سر تخت جمشید آورد، بی‌شک برخاسته از روحی بدون فرهنگ و پر از وحشی‌گری بود.

با سقوط تخت جمشید و مرگ داریوش سوم و پیروزی اسکندر بر «بسوس»، به‌عنوان مدعی تاج و تخت هخامنشی، امپراتوری پارس منقرض شد.

برخی نویسندگان در نگارش تاریخ باستان اغراق کرده‌ و پیروزی‌های اسکندر را چنان بزرگ‌نمایی کرده‌اند که گویی، جنگ‌های او نمونه‌هایی از نبرد جهان متمدن در برابر بی‌تمدن‌ها بوده است!

نقشه‌ی ایران در دوره‌ی سلوکیان

برای دیدن نقشه ایران در دوره‌ی سلوکیان تصویر زیر را ببینید:

تاریخ-سلوکیان
آشنایی با تاریخ سلوکیان

تلاش اسکندر برای جانشینی هخامنشیان

اسکندر پس از فتح ایران، تلاش کرد تا خود را جانشین مناسبی برای امپراتوری ایران معرفی کند. تک‌همسری و ازدواج با خون یونانی از قوانین سخت یونانیان بود که اسکندر هر دو را زیر پا گذاشت و نادیده گرفت. او خود با چند تن از شاه‌دُختان ایرانی ازدواج کرد و سپاهیانش را نیز واداشت تا با زنان ایرانی‌تبار ازدواج کنند.

اسکندر مدارسی برپا کرد تا در آن، به پسران ایرانی آداب و رسوم و زبان یونانی بیاموزند. همچنین، در زمان او در باختر، شهرهایی احداث شد که اسکندریه نامیده می‌شدند. اسکندر با کوچاندن یونانیان به این شهرها، تلاش کرد تا فرهنگ یونانی را بین مردم شرق بگستراند.

اسکندر فقط توانست برای هفت سال سرزمین‌های پارسیان را حفظ کند. او در ۳۳ سالگی درگذشت. جنگ‌های بی‌پایان، لشکرکشی‌های نظامی، افراط در شراب‌خواری، هوسرانی و بی‌خوابی باعث بیماری و در نهایت مرگ او شد. او مردم شهرهای یونان را مجبور می‌کرد که او را مانند خدا بپرستند.

او سنت آشوری بوسیدن زمین در درگاهش را دوباره زنده کرد. بی‌شک، اسکندر فقط در میدان جنگ به‌عنوان جنگجو پیروز بود؛ اما در حاکمیت بر مناطقی که فتح کرده بود، هیچ استعداد و خردی از خود نشان نداد. او نتوانست حکومتی پایدار برقرار کند؛ چنان‌که پس از مرگش، شیرازه‌ی حکومتش از هم پاشید و فرماندهان سپاهش بر سر تصاحب قدرت به جان هم افتادند.

امپراتوری اسکندر پس از او

تا بیست سال پس از مرگ اسکندر، فرماندهان او مدام در حال جنگ بر سر قدرت بودند و مناطق مختلف را فتح می‌کردند. در نتیجه، امپراتوری او تجزیه شد. در میان این فرماندهان، سلوکوس که حاکم بابل بود، پس از تسخیر سرزمین مادها و عیلامیان، خود را حاکمی مستقل اعلام کرد و تاج پادشاهی بر سر نهاد. به این ترتیب، در سال ۳۱۲ پیش از میلاد، حکومت سلوکوس و تاریخ سلوکیان در ایران آغاز شد. به همین دلیل است که این دوره از تاریخ ایران را با نام دوره سلوکیان می‌شناسیم.

رفتار نسبتاً خوب سلوکوس با مادها و پارسیان در ابتدای حکومتش، موجب شد تا کمی محبوبیت و مقبولیت پیدا کند. بعدها، مانند اسکندر، خود را فاتح و از نسل خدایان نامید. در نتیجه، در دوره‌ای ۱۷ ساله پس از مرگ اسکندر، سلوکوس بر اکثر سرزمین‌هایی حکومت کرد که زمانی تحت کنترل هخامنشیان بودند.

نظام حکومتی سلوکیان

سلوکوس حکومت خود در ایران را بر اساس برتری عناصر مقدونی بنا نهاده بود. از همین رو، اندک محبوبیتی را که در ابتدا داشت، با گذشت زمان از دست داد. سلوکوس و پسرش آنتیوخوس شهرهای بسیاری به نام خودشان یعنی سلوکیه و آنتاکیه یا به نام مادر و همسر سلوکوس، لائوداکیه (لاذقیه) و آپامئا (افامیه)، ساختند. آن‌ها تلاش کردند پا جای پای اسکندر بگذارند و فرهنگ یونانی را بر فرهنگ ایرانی غالب کنند که البته، چندان موفق نبودند.

فرهنگ یونانی که به نام «فرهنگ هلنی» معروف است، در ایران تأثیراتی داشت؛ اما هیچ‌گاه قدرتمند نبود. فرهنگ و هنر هلنی آمیخته با تجمل و اشرافی‌گری بود و در میان اشراف‌ ایرانی مطلوب واقع شد.

سلوکوس تمامی مناطق تحت‌سلطه‌ی خود را به ۷۲ استان تقسیم کرد و بر هرکدام یک حاکم گماشت. او رویدادهای کشور خود را با اشتیاق دنبال می‌کرد و تلاش داشت با حاکمان آنجا نسبت خانوادگی و دوستی برقرار کند.

سلوکوس و جانشینانش از شیوه‌ی هخامنشیان در اداره‌ی امور پیروی می‌کردند. تقسیم کشور به چندین ساتراپی‌‌، نحوه‌ی محاسبه مالیات و خراج، تبعیت از سامانه‌های اندازه‌گیری وزن و تساهل در امور دینی از‌جمله‌ی این پیروی‌ها بود.

وضعیت مردم در دوران سلوکیان

در این دوره جامعه ایران تحت تأثير عوامل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی قرار گرفتند که هرکدام از این عوامل را شرح می‌دهیم:

عوامل فرهنگی

سلوکیان شهرهای جدیدی همچون انطاکیه، سلوکیه، دورااروپوس و لائودیسیه با معماری و فرهنگ یونانی در ایران بنا کردند. از طرفی، به ترویج فرهنگ یونانی (هلنی) در ایران پرداختند تا الگوهای زندگی یونانی در ایران را گسترش دهند. با این حال، ایرانیان هرگز سنت‌ها و اعتقادات دینی خود را کنار نگذاشتند.

عوامل اقتصادی

در دوران حکومت سلوکیان با گسترش شهرسازی و ایجاد سازمانی به نام پولیس در هر شهر به مردم اجازه دادند در مسائل اجتماعی شهر خود اظهار نظر کنند. هر پولیس از مجمع ملی، شورای شهر و دادرسان برخوردار بود. از طرفی، ترویج استفاده از سکه در دوره‌ی سلوکیان، منجر به توسعه‌ی تجارت و تبادلات اقتصادی در سراسر این امپراتوری شد.

عوامل نظامی و سیاسی

پادشاهان سلوکی ضمن استفاده از نیروهای محلی در ارتش خود بر مناطق مختلف تحت نفوذشان کنترل داشتند. برای مثال، آنتیوخوس سوم در نبرد با رومیان در جنگ ماگنزیا از سواره‌نظام و پیاده‌نظام پارسی و عیلامی استفاده کرد.

سقوط سلوکیان

با روی کار آمدن آنتیوخوس یکم در سال ۲۸۰ پیش از میلاد، شورش‌هایی در سوریه رخ داد که آرام‌کردنشان آنتیوخوس را از کشورداری غافل کرد و همین، سرآغاز سقوط قدرت سلوکیان شد. در واقع، پس از آنکه سلوکوس را شاهزاده‌ای مقدونی در تنگه‌ی داردانل به قتل رساند، سلطنت خانوادگی سلوکیان به دست فرزندش آنتیوخوس افتاد که در آن زمان ۱۸ سال داشت.

از آنجایی که این پادشاه سلوکی در حکومت ناکارآمد بود، تاریخ سلوکیان در این مرحله رو به افول رفت. پس از آنتیوخوس، تجزیه‌ی قلمروی سلوکیان سرعت گرفت. پادشاهان سلوکی فرماندهان جنگی بودند و در اداره کشور سررشته‌ی چندانی نداشتند. آن‌ها بیشتر چشم به خارج مرزهای سلوکیان داشتند و در فکر کشورگشایی بودند.

نام‌‎آورترین پادشاه سلوکی که برای گسترش و پایداری قلمروی سلوکیان تلاش بسیار کرد، آنتیوخوس سوم نام داشت. او که در تاریخ به نام آنتیوخوس بزرگ مشهور است، در نوجوانی به حکومت رسید و پس از تلاش بسیار برای گسترش قلمروی سلوکیان، توانست اردوان اول، پادشاه اشکانی را شکست دهد؛ اما اشکانیان تن به فرمانبرداری از سلوکیان نسپردند و تلاش‌های آنتیوخوس و جانشینانش چندان ثمری نداشت.

درگیری‌های درون خاندان سلطنتی بر سر قدرت، پیشروی ارتش روم در آسیای صغیر و به‌قدرت‌رسیدن خاندان ارشک (اشکانیان) در سرزمین پارت، همگی باعث شد تا امپراتوری عظیم سلوکیان دچار فروپاشی شود. با قدرت‌گرفتن پارت‌ها، بابل نیز اعلام استقلال کرد. شهرهای جنوبی ایران نیز سر به شورش برداشته و از حکومت سلوکیان تبعیت نکردند.

با پیشروی اشکانیان، حکومت سلوکیان کوچک‌تر شد؛ تا جایی که تنها در سوریه باقی ماند. سلوکیان249 سال بر ایران حکومت کردند که فقط در 60 سال نخست، تمام ایران در تصرفشان بود.

بعد از دوره سلوکیان کدام دوره بود؟

پس از این دوره، اشکانیان قدرت را در ایران به دست گرفتند و یونانی‌ها را از کشور بیرون کردند. آنها در ابتدا حکومت محلی کوچکی را اداره می‌کردند. سپس، با شکست سلوکیان بر قلمروی حکومتشان افزودند.

سپاهیان سلوکیان

حکومت سلوکیان حاکمیت نظامیان بود. شاهان سلوکی تکیه بر بازوی نظامی خویش داشتند و با قدرت نظامی در قلمروی خود بر مسند قدرت تکیه زده بودند.

فرماندهان سپاه سلوکیان در هنگام جنگ، بخشی از نیروهای خود را از شهرهای یونانی‌نشین به دست می‌آوردند؛ اما از مردمان بومی قلمروی خود هم استفاده می‌کردند. مثلاً در نبرد رافیا که بین سلوکیان و دودمان بطلمیوسی مصر رخ داد، مردمانی از لودیه، پارس، تراکیه، کادوسیان، کیلیکی‌ها و اعراب در سپاه حضور داشتند.

از ایرانیان در یگان‌های کمانداران و فلاخن‌اندازان استفاده می‌شد. ایرانیان هر از چند گاهی، به‌دلیل کینه از اشغالگران، تبعیض و کمیِ جیره، سر به شورش برمی‌داشتند. در یکی از این شورش‌ها، ۳هزار نفر از ایرانیان شرکت داشتند که کشته شدند.

بدین ترتیب، امپراتوری سلوکیان ترکیبی ضعیف و تجزیه‌شده از عناصر قومی ناهمگون بودند که تحت حکومت دسته‌ای از نیروهای خارجی و جنگجویان حرفه‌ای قرار داشتند. مردمان تحت‌ حکومت سلوکیان به‌شدت مورد استثمار و تحقیر قرار می‌گرفتند. باورها، سنت‌ها و حقوق آن‌ها اصلاً برای حاکمان اهمیتی نداشت. در هر جامعه‌ای که مردم محلی و مهاجران با هم زندگی می‌کردند، تبعیض وجود داشت.

ناپایداری تاریخ سلوکیان در ایران

تاریخ سلوکیان در سرزمین پارس، اولین تجربه برای یک قدرت غربی بود که یک ملت بزرگ شرقی را استعمار می‌کند. از آنجایی که آن‌ها فقط از زبان اجبار، وحشی‌گری و سلاح استفاده می‌کردند، با شکست مواجه شدند و دیدگاه‌هایشان درباره‌ی هم‌زیستی، تحقق نیافت. تاریخ سلوکیان در ایران نشان داد که فرهنگ اشغالگران یونانی آمیخته با افراط‌گرایی در شراب‌خواری و هوسرانی و نیز سرشار از تکبر و غرور بود.

پرسش‌های متداول درباره تاریخ سلوکیان

اگر پاسخ پرسش‌های خود را در موارد زیر پیدا نکردید، از طریق بخش دیدگاه‌های همین پست، سؤال‌هایتان را با ما در میان بگذارید. ما در اولین فرصت به آنها پاسخ خواهیم داد.

دلیل نام‌گذاری دودمان جانشینان اسکندر به سلوکیان چیست؟

بعد از اسکندر، امپراتوری او چندپاره شد. سلوکوس که یکی از سرداران سپاه اسکندر بود، توانست حاکمیت ایران و بابل را به دست آورد. به این دلیل، این دودمان به نام مؤسس آن، سلوکوس، سلوکیه نامیده می‌شود.

پادشاهی ایرانی که در خصومت دائم با سلوکیان بود چه نام دارد؟

اشکانیان که از قوم پارت در غرب ایران بودند، تن به فرمانبرداری از سلوکیان نمی‌سپردند.در نهایت، توانستند آن‌ها را ایران عقب برانند.

سلوکیان از چه قومی بودند؟

آنها از خانواده‌ی سلطنتی یونانی-مقدونی بودند.

جانشین اسکندر مقدونی که بود؟

اسکندر مقدونی جانشینی برای خود انتخاب نکرده بود و پس از مرگش قلمروی حکومت او سه پاره شد و قسمت‌هایی از غرب آسیا به یکی از سردارانش به نام سلوکوس یکم تعلق گرفت.

به این محتوا امتیاز دهید
اشتراک گذاری
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قبلی
معرفی شهر کرمان؛ تاریخ، جغرافیا، اقتصاد
آشنایی با شهر کرمان و تاریخ و جغرافیای آن

معرفی شهر کرمان؛ تاریخ، جغرافیا، اقتصاد

شهر کرمان، یکی از کهن‌ترین و باارزش‌ترین مقاصد گردشگری ایران، با ترکیبی از آثار

بعدی
بهترین تفریحات آبی کیش، تفریحات لوکس یا اقتصادی؟
شاید این‌ها را هم بپسندید
مسابقه ایران شناسی ماهانه دستی بر ایران